على آقا نورى

162

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

شناختى كه از شيعه داشتند ، آنان را به عنوان عنصرهاى مقاومتى كه داراى پشتوانه مكتبى و مردمى هستند ، مىنگريستند . وحشت ويژه‌اى كه امويان از على عليه السّلام و پيروانش داشتند ، آنان را واداشت تا مقاومت و نيروى اين عناصر را با ابزارهايى چون قتل ، حبس ، اخراج و تحقير تحليل برند . « 1 » به همين دليل معاويه در نامه‌اى دستور داده بود ، گواهى هيچ‌يك از اصحاب على عليه السّلام پذيرفته نشود . امام حسين عليه السّلام نيز در نامه‌اى به او نوشتند : تو « زياد » را بر عراق حاكم كردى در حالى او كه دست و پاى مسلمين را قطع كرده ، چشم مردمان را كور و آنها ( علاقه‌مندان به على ) را بر شاخه‌هاى نخل به دار مىآويخت . تو به او نوشتى : « هركس بر دين على است او را بكش ! » او نيز آنها را كشته و به امر تو مثله كرد . « 2 » به نقل مورخان ، معاويه دستور داده بود تا نسبت به محبين على عليه السّلام در مورد عطاها سخت‌گيرى شود ، اسامى آنها را از ديوان بيت المال حذف و با ايجاد فشار خانه‌هايشان را نيز ويران كنند . « 3 » سخت‌گيرى آنها در مورد اهل بيت عليهم السّلام به اندازه‌اى بود كه براى تشديد دشمنى با آنها ، صريحا اعلام مىكردند : « لا صلاة الا بلعن ابى تراب » بدون لعن على نماز صحيح نيست . « 4 » در عصر اموى بعد از معاويه نيز بيشترين فشارها از ناحيه هشام بن عبد الملك به اهل بيت و شيعيان آنها وارد مىشد . وى نه‌تنها در حضور زيد به امام باقر عليه السّلام

--> - دغدغه كسب مشروعيت دينى داشته باشند و نيازى هم بدان نداشتند . گو اين‌كه آنان از سوژه‌هاى مذهبى ، بهره سياسى مىبردند و گاهى آن را مطرح مىكردند اما آنچه اهميت داشت حفظ قدرت سياسى بود و بس . ( 1 ) . تفصيل آن را بنگريد : ابن اعثم ، الفتوح ، ج 5 و نيز جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ، ص 508 ، احمد امين ، ضحى الاسلام ، ج 3 ، ص 276 - 278 . ( 2 ) . دينورى ، اخبار الطوال ، ترجمه محمود دامغانى ، ص 272 - 273 . ( 3 ) . ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 43 - 46 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 202 ؛ همچنين بنگريد : جعفريان ، تاريخ تشيع در ايران ، ج 1 ، ص 91 .